داستان سنگ کوچولو

خرید بک لینک

داستان سنگ کوچولو

یک سنگ کوچولو وسط کوچه ای افتاده بود.هرکسی از کوچه رد می شد، لگدی به سنگ می زد و پرتش می کرد یک گوشه ی دیگر.سنگ کوچولو خیلی ناراحت بود.تمام بدنش درد می کرد.هر روز از گوشه ای به گوشه ای می افتاد و تکه هایی از بدنش کنده می شد.سنگ کوچولو اصلاً حوصله نداشت.دلش می خواست از سر راه مردم کنار برود و در گوشه ای پنهان شود تا کسی او را نبیند و به او لگد نزند.

ادامه مطلب
روش‌ها و تقویت مهارت خواندن در دانش آموزان...

ما را در سایت روش‌ها و تقویت مهارت خواندن در دانش آموزان دنبال می‌کنید

برچسب: داستان,کوچولو, نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 18:54

صفحه بندی